اسم فاعل

حادثه

(دِ ثِ) [ ع. حادثه ] (اِفا.)
۱- آن چه نو پدید آمده.
۲- رویداد، اتفاق. ج. حادثات، حوادث.

    جایر

    (یِ) [ ع. جائر ] (اِفا.)
    ۱- ستمکار، ظالم.
    ۲- آن که از راه حق به راه باطل میل کند.

      جایز

      (یِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- روا.
      ۲- مباح.
      ۳- نافذ. ؛ ~ُ ~الخطا لغزش پذیر، دارای احتمال و امکان اشتباه.

        جانیه

        (یِ) [ ع. جانیه ] (اِفا.) مؤنث جانی، زن جنایت کار، زن تبهکار.

          جالی

          [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- روشن، واضح.
          ۲- جلا – دهنده، پاک کننده. ؛ ادویه ~: دواهایی که عفونت‌های جلدی را با آن پاک کنند، ضد – عفونی‌های جلدی.

            جالیه

            (یِ یا یَ) [ ع. ] (اِفا.) مؤنث جالی. غریبانی که از وطن خود هجرت کرده‌اند.

              Scroll to Top