اسم فاعل جازمه (زِ مِ) [ ع. جازمه ] (اِفا.) ۱- مونث جازم. ۲- حرفی که چون بر فعل درآید آخر آن را ساکن گرداند.
اسم فاعل جار (رّ) [ ع. ] (اِفا.) جر دهنده، حرفی که مدخول خود را جر دهد. مدخول را مجرور گویند و مجموع را جار و مجرور.