اسم فاعل

جاحد

(حِ) [ ع. ] (اِفا.) انکار کننده حق کسی با وجود دانستن آن.

    ثاقب

    (قِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- روشن، درخشان.
    ۲- روشن کننده.
    ۳- نافذ، سوراخ کننده.
    ۴- ستاره روشن.

      ثاوی

      [ ع. ] (اِفا.)۱ – فرودآینده.
      ۲- اقامت (دراز) کننده، مقیم.

        تایه

        (یِ) [ ع. تائه ] (اِفا.)
        ۱- متکبر، لاف زن.
        ۲- سرگشته، حیران.
        ۳- هلاک شونده.

          تارک

          (رِ) [ ع. ] (اِفا.)رهاکننده، ترک کننده. ؛ ~ دنیا آن که از دنیا روی برگرداند، زاهد، پارسا. ؛ ~ صلاه آن که نماز نگزارد.

            Scroll to Top