(اِفا.) نگهبان، مراقب، نگه داری کننده.
(بِ رَ) [ تر – فا. ] (اِفا.) علمدار، پرچمدار.
(اِفا.) سخنی که در آن کنایه و منظوری غیر از ظاهر سخن، نهفته باشد.
(~.) [ فا. ] (اِفا.)آدم شوخ، خوش – محضر.
(یِ) [ ع. ] (اِفا.) فروشنده.
(~.) [ ع. ] (اِفا.) ۱- به حد بلوغ رسیده. ۲- رسا.
(اِفا.) ۱- بالارونده. ۲- آسانسور.
[ ع. ] (اِفا.) گریه کننده ؛ ج. بکاه.
(عِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- برانگیزنده. ۲- سبب، علت.
[ ع. ] (اِفا.) سرکش، نافرمان. ج. بغاه.