اسم فاعل

بارق

(رِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- برق زننده، درخشنده.
۲- ابر با برق و درخشنده.

    بارقه

    (ر ِ ق ِ) [ ع. بارقه ] (اِفا.)
    ۱- برق زننده، درخشنده.
    ۲- ابر با برق و درخشنده.

      بارکش

      (کِ) (اِفا.)
      ۱- باربردار، حمال.
      ۲- چهارپا یا ارابه یا اتومبیلی که بار برد.

        بارع

        (رِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- نیکو.
        ۲- کسی که در دانش و کمال بر دیگری برتری دارد.

          Scroll to Top