اسم فاعل

منتظر

(مُ تَ ظِ) [ ع. ] (اِفا.) چشم به راه، کسی که انتظار می‌کشد.

    منتعش

    (مُ تَ عِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آن که پای را به هنگام لغزش نگاه می‌دارد.
    ۲- آن که پس از افتادن برمی خیزد.
    ۳- به شده از بیماری، ناقه.

      منبه

      (مُ نَ بِّ هْ) [ ع. ] (اِفا.) آگاه سازنده، بیدار کننده.

        منت کش

        (مِ نَّ. کِ) (اِفا.) کسی که با دیگری قهر است ولی به وسایلی سعی می‌کند توجه او را جلب و با وی آشتی کند.

          پیمایش به بالا