اسم فاعل

مقتفی

(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) از پی کسی رونده، در پی در آینده، پیروی کننده.

    مقبل

    (مُ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- روی آورنده.
    ۲- صاحب اقبال، خوشبخت.

      مقتبس

      (مُ تَ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- روشنایی گیرنده.
      ۲- اقتباس کننده.

        مقتحم

        (مُ تَ حِ) [ ع. ] (اِفا.) بی پروا، کسی که بدون اندیشه به کاری خطرناک اقدام کند.

          مفیض

          (مُ) (اِفا.)
          ۱- جاری کننده.
          ۲- فیض – دهنده، فیض بخش، فیض دهنده.

            پیمایش به بالا