اسم فاعل

مقتضیات

(~.) [ ع. ] (اِفا.) جِ مقتضیه.
۱- اقتضاکننده‌ها.
۲- شایسته‌ها.
۳- حاجات، ضرورت.

    مقتفی

    (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) از پی کسی رونده، در پی در آینده، پیروی کننده.

      مقبل

      (مُ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- روی آورنده.
      ۲- صاحب اقبال، خوشبخت.

        مقتبس

        (مُ تَ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- روشنایی گیرنده.
        ۲- اقتباس کننده.

          مفیض

          (مُ) (اِفا.)
          ۱- جاری کننده.
          ۲- فیض – دهنده، فیض بخش، فیض دهنده.

            Scroll to Top