اسم فاعل

مزکی

(مُ زَ کّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- پاک کننده، پاکیزه کننده.
۲- معرف، شناساننده.
۳- آنکه شاهدان عادل را تزکیه و آنها را به پاکی و پارسایی توصیف کند.

    مزمن

    (مُ مِ) [ ع. ] (اِفا.) کهنه، دیرینه. ؛ مرض ~ بیماری ای که کهنه شده باشد.

      مروق

      (مُ رَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- صاف کننده.
      ۲- رواق سازنده، معمار.

        Scroll to Top