اسم فاعل

مخل

(مُ خِ لّ) [ ع. ] (اِفا.) اخلال کننده، فاسدکننده.

    مخلط

    (مُ خَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آمیخته کننده.
    ۲- فساد کننده، تخلیط کننده، دو به هم زدن.

      مخلف

      (مُ لِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- آن که کسی را جانشین خود کند، جانشین کننده.
      ۲- آن که وعده خلاف کند.
      ۳- در فارسی: کبوتر بچه‌ای که پر بر پایش رسته باشد.
      ۴- پسر خوش شکل.

        مخلف

        (مُ خَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آن که چیزی را از خود بجا می‌گذارد.
        ۲- آنکه کسی را خلیفه و جانشین خود کند.

          مخرق

          (مُ خَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- پاره پاره کننده، درنده.
          ۲- بسیار دروغگو.

            Scroll to Top