اسم فاعل

مخترع

(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) اختراع کننده، ایجادکننده، آن که چیز جدیدی را اختراع کرده‌است.

    مختلس

    (مُ تَ لِ) [ ع. ] (اِفا.) دزدی کننده، کسی که اختلاس می‌کند.

      مختلط

      (مُ تَ لِ) [ ع. ] (اِفا.) به هم آمیخته، درهم ریخته، مخلوط شده.

        مخدر

        (مُ خَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) سست کننده، آنچه که باعث رخوت و خواب و سستی اعصاب می‌شود، دارای ویژگی تخدیرکننده.

          مختار

          (مُ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- اختیاردار، بااختیار.
          ۲- برگزیده و بهتر.

            Scroll to Top