مختال
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) مرد متکبر و خودپسند.
(مُ حَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- سپرنده، تحویل دهنده.
۲- گرداننده، تغییر دهنده.
۳- حواله کننده.
۴- ناقهای که آبستن شود بعد از گشن یافتن.
(مُ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- فراگیرنده، احاطه کننده.
۲- پاره خطی که دور سطحی را فرا میگیرد.
۳- آگاه و باخبر.
(مُ حَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آن که متعه دهد زن مطلقه را.
۲- کسی که روی را با زغال سیاه کند.
۳- سری که پس از ستردن بر آن موی برآید.
۴- جوجهای که پر برآورد.