اسم فاعل

مجفف

(مُ جَ فِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- خشک کننده.
۲- دوایی که موجب از بین رفتن رطوبات یا تقلیل آن شود.

    مجری

    (مُ) [ ع. ] (اِفا.) اجراء کننده، انجام دهنده. ؛ ~ حکم (قانون) کسی که حکم قانونی را به مرحله اجرا درآورد.

      مجریه

      (مُ یِ یا یَ) [ ع. مجریه ] (اِفا.) مؤنث مجری. ؛قوه ~ یکی از قوای سه گانه مملکت که موظف به اجرای قوانین و مقررات است و آن شامل رییس مملکت و هیئت وزیران است. مق مقننه و قضاییه.

        مجسم

        (مُ جَ سَّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- به صورت جسم درآورنده.
        ۲- آشکار کننده.

          مجدد

          (مُ جَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- نوکننده، تازه کننده.
          ۲- در هر قرن (صد سال) فردی ظهور نماید و آیین اسلام را تازه کند که او را مجد نامند.

            مجتهد

            (مُ تَ هِ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- بسیار کوشنده.
            ۲- کسی که در فقه به درجه اجتهاد رسیده باشد.

              Scroll to Top