اسم فاعل متوغل (مُ تَ وَ غِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- نیک مشغول شونده در کاری. ۲- دور رونده در شهرها؛ ج. متوغلین.
اسم فاعل متواطی (مُ تَ) [ ع. متواطی ء ] (اِفا.) ۱- موافقت کننده با یکدیگر، سازوار. ۲- کلمهای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد؛ مق. مشکک.