اسم فاعل

متوازی

(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- برابر یکدیگر.
۲- دو خط برابر با هم که هرچه امتداد داده شوند به هم نرسند، موازی. ؛ ~الاضلاع چهار ضلعی ای که اضلاع آن دو به دو با هم موازیند. ؛ ~السطوح فضایی که دارای شش وجه‌است و هر دو وجه رو به رو متساوی و موازیند.

    متواطی

    (مُ تَ) [ ع. متواطی ء ] (اِفا.)
    ۱- موافقت کننده با یکدیگر، سازوار.
    ۲- کلمه‌ای که معنیی عام و مشترک بین افرادی چند علی التساوی داشته باشد؛ مق. مشکک.

      متوجه

      (مُ تَ وَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- توجه کننده، روی کننده.
      ۲- با حواس متمرکز.

        متهافت

        (مُ تَ فِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- لغزنده، لغزش کننده.
        ۲- پیاپی آینده ؛ ج. متهافتین.

          Scroll to Top