اسم فاعل

متهافت

(مُ تَ فِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- لغزنده، لغزش کننده.
۲- پیاپی آینده ؛ ج. متهافتین.

    متهجد

    (مُ تَ هَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.) آن که شب هاتا هنگام سحر به عبادت خدا پردازد، شب زنده – دار.

      متمنی

      (مُ تَ مَ نّ) [ ع. ] (اِفا.)۱ – تمنا کننده.
      ۲- خواهشمند، مستدعی.

        متمهد

        (مُ تَ مَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- گسترنده.
        ۲- جاگیرنده.
        ۳- قادر (بر امری)؛ ج. متمهدین.

          پیمایش به بالا