اسم فاعل

متناهی

(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) به پایان رسیده، آنچه انتها و پایان داشته باشد.

    متمم

    (مُ تَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- تمام کننده چیزی، کامل کننده.
    ۲- در دستور زبان کلمه‌ای که همراه حرف اضافه می‌آید و به فعل یا به صفت نسبت داده می‌شود.
    ۳- در ریاضی به هر یک از دو زاویه‌ای که مجموع اندازه‌های آن ۹۰ درجه باشد.
    ۴- دنباله، بقیه.

      متنجز

      (مُ تَ نَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- آن که از دیگری بخواهد تا حاجت وی روا کند.
      ۲- روا کننده حاجت ؛ ج. متنجزین.

        متمنی

        (مُ تَ مَ نّ) [ ع. ] (اِفا.)۱ – تمنا کننده.
        ۲- خواهشمند، مستدعی.

          پیمایش به بالا