اسم فاعل

متنعم

(مُ تَ نَ عِّ) [ ع. ] (اِفا.) توانگر، کسی که در ناز و نعمت است.

    متنفس

    (مُ تَ نَ فِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- نفس کشنده، نفس کش.
    ۲- جاندار، زنده ؛ ج. متنفسین.

      متنافر

      (مُ تَ فِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- دو خط که نه متوازی باشند و نه متقاطع.
      ۲- دور شونده از یکدیگر.

        متناهی

        (مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) به پایان رسیده، آنچه انتها و پایان داشته باشد.

          Scroll to Top