اسم فاعل

متفرقه

(مُ تَ فَ رِّ قِ) [ ع. متفرقه ] (اِفا.)
۱- مؤنث متفرق ؛ ج. متفرقات.
۲- اشخاص و اشیاء مختلف.
۳- اشخاص بیگانه.

    متفطن

    (مُ تَ فَ طِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که امور را به زیرکی و هوش دریابد؛ زیرک و باهوش ؛ ج. متفطنین.

      متغیر

      (مُ تَ غَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- دگرگون شده، تغییر حال یافته.
      ۲- آشفته، مضطرب.

        متعلق

        (مُ تَ عَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آویزان، آویزنده.
        ۲- پیوسته، وابسته.

          Scroll to Top