اسم فاعل

متعظ

(مُ تَّ عِ) [ ع. ] (اِفا.) پند پذیرنده، کسی که پند و موعظه را بپذیرد.

    متعلق

    (مُ تَ عَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آویزان، آویزنده.
    ۲- پیوسته، وابسته.

      متعمق

      (مُ تَ عَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.) آن که به عمق چیزی رسیده، ژرف اندیش ؛ ج. متعمقین.

        متعمل

        (مُ تَ عَ مِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- کوشش کننده، ساعی.
        ۲- سختی کشیده.
        ۳- آن که به تکلف کاری انجام دهد؛ ج. متعملین.

          Scroll to Top