اسم مرکب

دهقان

(دِ) [ معر. ] (اِمر.)
۱- صاحب ده.
۲- کشاورز.
۳- روستایی.
۴- حافظ سنن و روایات ایرانی. ج. دهاقنه، دهاقین.

    دنگاله

    (دَ لِ) (اِمر.) قندیل، آبی که به علت سرمای زمستان، در هنگام چکیدن یخ زده باشد.

      پیمایش به بالا