اسم مرکب

دورنما

(نَ) (ص فا.) (اِمر.)
۱- پرده نقاشی یا عکس که منظره‌ای دور رانشان دهد.
۲- منظره، چشم انداز.

    دوری

    (دُ) [ ع – فا. ]
    ۱- (ص نسب.) دورانی.
    ۲- (اِمر.) بشقاب بزرگ مقعر.

      دوده

      (دِ) [ په. ] (اِمر.)
      ۱- دودمان.
      ۲- ماده‌ای سیاه و نرم که از دود مواد نفتی، حاصل شود.

        دوچرخه

        (دُ چَ خِ) (اِمر.) نوعی وسیله نقلیه دارای دو چرخ یکی در عقب و یکی در جلو، و دو رکاب و یک زنجیر که با فشار رکاب به وسیله پا زنجیر به گردش در می‌آید و در نتیجه این وسیله به حرکت درمی آید.

          دوازده

          امامی (~. اِ) (اِمر.) مسلمان شیعه معتقد به امامت علی بن ابی طالب و یازده فرزند و فرزند زاده اش.

            دهه

            (دَ هِ) (اِمر.)
            ۱- ده واحد از چیزی.
            ۲- ده روز از ماه.
            ۳- هر ده سال.

              پیمایش به بالا