اسم مرکب

خندستان

(خَ دِ یا دَ) (اِمر.)
۱- افسوس، سخره، لاغ.
۲- مجلس مسخرگی، معرکه مسخرگی.
۳- کنایه از: لب و دهان معشوق.

    خمخانه

    (خُ نِ) (اِمر.)
    ۱- سردابی که خم‌های باده را در آن جا گذارند.
    ۲- میخانه، میکده.

      خمپاره

      (خُ رِ) (اِمر.)
      ۱- نوعی گلوله که به وسیله خمپاره انداز پرتاب شود.
      ۲- گلوله‌ای که جهت آتش بازی سازند و در هوا منفجر گردد و به چند رنگ درآید.

        خلنجبین

        (خِ لَ جَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شربتی که از سرکه و انگبین یا شکر و قند سازند؛ سکنجبین.

          پیمایش به بالا