خرگاه
(خَ) (اِمر.) خیمه بزرگ، سراپرده.
(خُ رَ) (اِمر.) کیسهای چرمین که درویشان و مسافران بر پهلو بندند و پول و اشیاء دیگر را در آن ریزند.
(خَ. مَ گَ) (اِمر.) نوعی مگس که بزرگتر از مگسهای معمولی است و دارای خرطومی کوتاه است. ؛ ~ِ معرکه الف – مزاحم. ب – بیگانه.
(~.) [ فا – فر. ] (اِمر.) لایه زیرین بورژوازی که افراد آن با وجود داشتن ابزار تولیدیا سرمایه شخصی ناگزیرند برای گذراندن زندگی کار کنند و اغلب به وسیله سرمایه داران استثمار میشوند، طبقه متوسط شهری.