اسم مرکب

خرمدان

(خُ رَ) (اِمر.) کیسه‌ای چرمین که درویشان و مسافران بر پهلو بندند و پول و اشیاء دیگر را در آن ریزند.

    خرمگس

    (خَ. مَ گَ) (اِمر.) نوعی مگس که بزرگتر از مگس‌های معمولی است و دارای خرطومی کوتاه است. ؛ ~ِ معرکه الف – مزاحم. ب – بیگانه.

      خرمنکوب

      (~.) (اِمر.) دستگاه یا ماشینی که غلُه را از پوست و ساقه جدا می‌کند.

        خرمهره

        (خَ. مُ رِ) (اِمر.)
        ۱- نوعی مهره درشت به رنگِ سفید یا آبی که آن را بر گر دن خر و اسب و استر آویزند.
        ۲- نوعی بوق.

          خرده بورژوا

          (~.) [ فا – فر. ] (اِمر.) لایه زیرین بورژوازی که افراد آن با وجود داشتن ابزار تولیدیا سرمایه شخصی ناگزیرند برای گذراندن زندگی کار کنند و اغلب به وسیله سرمایه داران استثمار می‌شوند، طبقه متوسط شهری.

            پیمایش به بالا