(اِمر.) قدح بزرگ شرابخوری.
(لِ عِ) (اِمر.) ۱- پیلی که با آن کجاوه را حمل کنند، ۲- کنایه از: رام و مطیع.
(مُ) (اِمر.) بوقلمون.
(اِمر.) ۱- پای پیل. ۲- مرضی است که پای آدمی باد میکند و بزرگ میشود.
(لَ تِ) (اِمر.) ۱- استخوان فیل، عاج. ۲- انگشت دست و ساعد که مانند عاج سفید است.
(~.) (اِمر.) میدان جنگ، رزمگاه.
(اِمر.) = پیشباز: استقبال.
(وَ) (اِمر.) نک پیشاوند.
(اِمر.) ۱- شاش، ادرار. ۲- شیشهای که ادرار بیمار در آن کنند و پیش طبیب برند؛ قاروره.
(~.) (اِمر.) وقت نماز ظهر.