بلوایه
(بَ یِ) (اِمر.) پرستو.
(بُ بِ) [ انگ. ] (اِمر.)کاسه ساچمهای که برای کم کردن نیروی اصطکاک و تبدیل لغزیدن به چرخیدن در قسمتهای مختلف گردنده ماشینها و ابزارها از آن استفاده کنند.
(بَ یَّ تُ سْ سَ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- کسانی که از دَم تیغ دشمن جان به در بردهاند.
۲- بازمانده، بجا مانده.
(بَ صَ لُ نْ نُ) [ ع. ] (اِمر.) قسمتی از محور مغزی نخاعی که نخاع شوکی را در قسمت بالا ختم میکند. این قسمت کمی قطرش بیشتر از سایر قسمتهای نخاع شوکی است، پیاز مغز، پیاز تیره مغز.
(بَ کِ) [ انگ. ] (اِمر.) نوعی ورزش با توپ که در آن دو تیم پنج نفری در زمین مخصوص بازی میکوشند که توپ را با دست از حریف بگیرند و از یک سبد توری که بر پایه بلندی قرار دارد عبور دهند.