بستنی
(بَ تَ) (اِمر.) مخلوطی از شیر و شکر و اسانسهای مختلف میوه که در دستگاه مخصوص یخ میزند و میبندد و انواع گوناگون دارد: میوهای، سنتی، چوبی، حصیری، کیم و غیره.
(بَ تَ) (اِمر.) مخلوطی از شیر و شکر و اسانسهای مختلف میوه که در دستگاه مخصوص یخ میزند و میبندد و انواع گوناگون دارد: میوهای، سنتی، چوبی، حصیری، کیم و غیره.
(بُ مُ) (اِمر.) پرندهای از راسته دوندگان جزو تیره کازوآرها که وضع و شکل ظاهر آن کاملاً شبیه شترمرغ است ولی قد وی کمی از شترمرغ کوتاه تر و گردنش مخصوصاً از گردن شترمرغ قصیرتر است. ساق پای وی نیز از ساق پای شترمرغ کوتاه – تر میباشد.
(بُ زِ اَ فَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) کنایه از: آدم ابلهی که برای تظاهر به فهمیدن کلام سرش را تکان میدهد.
(بَ مِ) (اِمر.)
۱- عنوان.
۲- دستور کار یک مجلس ؛ خطابه، جشن.
۳- آن چه که از رادیو، تلویزیون و سینما پخش میشود.
۴- مجموعه کارهایی که به هدف مشخصی ختم شود.
(بَ رَ جَ) (اِمر.) حلقهای فلزی که زنان به مچ دست یا پا کنند. ورنجن، ورنجین و برنجین نیز گویند.
(بَ گُ) (اِمر.)
۱- زره.
۲- پوششی که در قدیم به هنگام جنگ بر روی اسب میافکندند یا خودشان میپوشیدند.