بازجو
(اِمر.) مأمور تحقیق.
(هَ) (اِمر.) = بارتنگ: گیاهی با ساقههای نازک وبرگهای بیضی شکل، بلندیش تا نیم سانتی متر میرسد، دانههای ریز و لعاب دار دارد که خاصیت نرم کننده و ملین دارد.
(زَ) (اِمر.) گیاهی است از تیره چتریان که دارای برگهای نسبتاً پهن با بریدگیهای زیاد میباشد. گلهایش زرد و میوه اش به قطر دو میلی متر و درازی یک سانتیمتر است ؛ اثنان و اسنان نیز گویند.
(مِ) (اِمر.)
۱- اجازه حضور به درگاه شاهان.
۲- برگهای که در آن نوع کالا، وزن و مشخصات گیرنده و فرستنده کالا در آن نوشته شود.
۳- تجمل، تفاخر، غرور.
(اَ) (اِمر.)۱ – بخشی از ساحل یا بندرگاه ک ه کشتیها بار خود را آنجا بر زمین گذارند.
۲- جایی که کاروان فرود میآید.