اسم مرکب

آیینه کاری

(~.) (حامص.) (اِمر.) نوعی تزیین داخلی ساختمان، با چسباندن قطعه‌های کوچک آیینه به شکل‌های هندسی و گل و بته‌های مختلف.

    آیین دادرسی

    (نِ رَ) (اِمر.) مقرراتی که در رسیدگی به دعاوی کیفری و حقوقی از طرف دادگاه‌ها و مأموران دادرسی و اصحاب دعوی باید رعایت شود.

      آیین نامه

      (مِ) (اِمر.) اساسنامه، مجموعه اصول و قوانینی که یک شرکت برای نظم دادن به روال کاری خود، تهیه می‌کند.

        آیینه پیل

        (~ء) (اِمر.)
        ۱- طبل یا دُهُل بزرگ که آن را بر پیل می‌نواختند.
        ۲- جرس و زنگی که بر پیل می‌آویختند.

          آیینه دق

          (~ء دِ) (اِمر.)
          ۱- آیینه‌ای که چهره انسان را زرد و نحیف نشان دهد.
          ۲- کنایه از: آدم عبوس و ترشرو.

            آیینه سکندر

            (~ء س ِ کَ دَ) (اِمر.) آیینه‌ای که ارسطو برای اسکندر ساخت و آن را بالای مناره اسکندریه نصب کرده بودند.

              آیت الکرسی

              (~ُ لْ کُ) [ ع. ] (اِمر.) آیه ۲۵۵ از سوره بقره که به اعتقاد شیعیان خواندن و توسل به آن موجب حفظ از بلایا می‌شود.

                پیمایش به بالا