اسم مرکب

آب خضر

(بِ خِ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- آب حیات بخش.
۲- معرفت حقیقی که خاصه انبیاء و اولیاست.

    آب دزد

    (دُ) (اِمر.)
    ۱- منفذی درون زمین که آب و نم از آن نفوذ کند.
    ۲- مجرای آب.
    ۳- ابر، سحاب، قطره دزد. (فره)

      آب دزدک

      (دُ دَ) (اِمر.)
      ۱- سرنگ.
      ۲- جانوری است قهوه‌ای رنگ با پای دندانه دار و تیز که زمین را سوراخ می‌کند و به ریشه گیاهان آسیب می‌رساند، خوراکش کرم‌ها و حشرات می‌باشد، بال‌های کوچکی هم دارد که می‌تواند کمی پرواز کند.

        آب دست

        (دَ)(اِمر.)
        ۱- آبی که پیش از خوردن غذا و پس از آن برای شستن دست و دهان به کار می‌بردند.
        ۲- وضو. ؛ ~ به ~خرج دادن کنایه از: مایه گذاشتن.

          آب جگر

          (بِ جِ) (اِمر.) کنایه از: خون، خونابه (طبق طب قدیم، جگر مرکز خون است).

            پیمایش به بالا