اسم مرکب

آب

خفته (بِ خُ تِ) (اِمر.)
۱- آب راکد.
۲- ژاله.
۳- برف.
۴- تگرگ. یخ.
۵- شیشه، بلور.
۶- شمشیر (در غلاف).

    آب

    دهان (بِ دَ) (اِمر.) آبی لزج و اندکی قلیایی که از غده‌های دهان ترشح گردد و وقتی با غذا آمیخته شود موجب سهولت هضم آن می‌گردد، بزاق.

      این جانب

      (نِ) [ فا – ع. ]
      ۱- (ق.) این طرف، این سو.
      ۲- (اِمر.) شخص متکلم یا نویسنده از خود بدین کلمه تعبیر آورد.

        اینترنت

        (تِ نِ تْ) [ انگ. ] (اِمر.) شبکه کامپیوتری جهانی برای مبادله اطلاعات.

          ایلچی

          [ تر. ] (اِمر.) = ایلجی:
          ۱- فرستاده مخصوص، سفیر.
          ۲- مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر می‌کرد (ایلخانان، صفویه و قاجاریه)، ج. ایلچیان.

            ایلخان

            [ تر – مغ. ] (اِمر.)
            ۱- رییس ایل، خان قبیله.
            ۲- عنوان سلاطین مغول ایران.

              پیمایش به بالا