اسم مرکب

آب چلو

(چِ لُ) (اِمر.) آبی که برنج در آن جوشیده باشد، ابریس، آشام، آشاب.

    آب بسته

    (بِ بَ تِ) (اِمر.)
    ۱- شیشه، آبگینه، بلور.
    ۲- ژاله، شبنم.
    ۳- تگرگ، یخ.

      آب پاش

      (اِمر.) آلتی دسته دار و سر پهن و سوراخ سوراخ برای آب دادن به گیاهان.

        آب انبار

        (اَ)(اِمر.)
        ۱- جایی سرپوشیده برای ذخیره کردن آب در زیرزمین.
        ۲- آبدان، آبگیر.

          آب انداز

          (اَ)(اِمر.)
          ۱- استراحتگاهی در میان دو منزل برای رفع خستگی از چهارپایان.
          ۲- آب دزدک.

            آب

            خفته (بِ خُ تِ) (اِمر.)
            ۱- آب راکد.
            ۲- ژاله.
            ۳- برف.
            ۴- تگرگ. یخ.
            ۵- شیشه، بلور.
            ۶- شمشیر (در غلاف).

              پیمایش به بالا