اسم مرکب

غرقاب

(غَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) جای غرق شدن، جای عمیق در آب. مق. پایاب.

    غارغارک

    (رَ) (اِمر.) آن چه سر و صدای زیاد و مزاحم داشته باشد (مانند بلندگو، رادیو، هواپیمای پر سر و صدا).

      غازبیکی

      (بَ) (اِمر.) واحدی برای مسکوک در عهد صفویه و آن را «پول» هم می‌گفتند و از مس سکه زده می‌شد و ده غاز بیکی معادل یک شاهی بوده‌است.

        غازی خیری

        (خَ) [ تر – ع. ] (اِمر.)
        ۱- پول طلایی که ترکان عثمانی در عراق رایج ساختند و قیمت آن برابر ۸۴ غروش بود.
        ۲- هر گونه سکه از طلا یا مس که آب طلا روی آن داده باشند.

          غازی عتیق

          (عَ) [ تر – ع. ] (اِمر.) پولی است که ترکان عثمانی در عراق رایج کردند و قیمت آن با ۹۵ غروش رایج برابر بود.

            Scroll to Top