اسم مرکب

صاحب برید

(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)فرستنده پیک و قاصد. کسی که وقایع هر جایی را که در آن بوده می‌نوشت و برای پادشاه می‌فرستاد.

    شیرلان

    [ شیر + لان، پس. مک. ] (اِمر.) جایی که در آن شیر فراوان باشد؛ شیرناک.

      شیروخورشید

      (رُ خُ) (اِمر.) نقش شیری ایستاده و شمشیر در دست که خورشیدی از پشتش می‌دمد و تا پیش از انقلاب اسلامی نشان رسمی دولت ایران بود.

        شیرین بیان

        (بَ) (اِمر.) گیاهی است علفی و پایا از تیره سبزی آساها. رنگ گل‌هایش مایل به آبی. ریشه و ساقه آن مصرف دارویی دارد.

          شیرخشت

          (خِ) (اِمر.) شیره و صمغی است که از گیاهی در کوه‌های البرز و خراسان می‌روید تراوش می‌کند، طعمش شیرین و دارای قند و نشاسته و سقز است، در طب به عنوان ملین و مسهل به کار می‌رود.

            پیمایش به بالا