اسم مرکب

شاهکار

(اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند.

    شاه رش

    (رَ) (اِمر.) = شاه ارش. ارش: واحد طول و آن از سرانگشت میانین دست راست است تا سرانگشت میانین دست چپ، آن گاه که دست‌ها را از هم بگشایند و آن معادل پنج ارش کوچک است ؛ باع، قولاج.

      شاه قام

      [ فا – ع. ] (اِمر.) = شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آن گاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.

        شاه بلوط

        (بَ) (اِمر.) درختی است بزرگ و زیبا و دارای برگ‌های بیضوی جزو دسته بلوط‌ها از رده دولپه‌ای‌های بی گلبرگ. گل‌های نر و ماده این گیاه بر روی یک درخت قرار دارند. قسمت مورد استفاده این درخت پوست و چوب و برگ و میوه آن است.

          شاه پسند

          (پَ سَ) (اِمر.) گیاهی است زیبا که سردسته تیره شاه پسندها است و جزو رده دولپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ است. ساقه این گیاه چارگوش و زاویه دار و برگ‌هایش بیضوی دراز با دندانه‌های عمیق است. گل‌هایش به رنگ‌های سفید و قرمز و بنفش و زرد و آبی و غیره دیده شده‌است.

            پیمایش به بالا