اسم مرکب

شاهرگ

(رَ) (اِمر.) شریانی است ضخیم که خون را از قلب به سر می‌رساند، رگ گردن. حبل الورید.

    شاهکار

    (اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند.

      شاه نشین

      (نِ) (اِمر.)
      ۱- تخت، جای نشستن شاه.
      ۲- قسمتی از اتاق که سطح آن بالاتر از قسمت‌های دیگر بود، مخصوص نشستن بزرگان.

        شاهباز

        (اِمر.) = شهباز: گونه‌ای باز بزرگِ شکاری به رنگ‌های زرد و سفید.

          پیمایش به بالا