شاهسوار
(سَ) (اِمر.)
۱- سوار دلاور و چالاک.
۲- اسب شاه.
(اِمر.) گونهای توت که از گیاهان مرغوب میوه دار است. اصل آن از ایران است و از این کشور به آسیای صغیر و اروپا برده شده. میوه شاه توت بزرگ تر از توت سفید، رنگش قرمز تیره یا ارغوانی و مزه اش ترش و شیرین و مطبوع است.
(رَ) (اِمر.) = شاه ارش. ارش: واحد طول و آن از سرانگشت میانین دست راست است تا سرانگشت میانین دست چپ، آن گاه که دستها را از هم بگشایند و آن معادل پنج ارش کوچک است ؛ باع، قولاج.
[ فا – ع. ] (اِمر.) = شاه قایم: پی در پی کشت گفتن به حریف، آن گاه که خود را در بازی شطرنج زبون بینند تا بدین وسیله فرصت ندهند که بازی دیگر کند و بازی قایم شود.
(بَ) (اِمر.) درختی است بزرگ و زیبا و دارای برگهای بیضوی جزو دسته بلوطها از رده دولپهایهای بی گلبرگ. گلهای نر و ماده این گیاه بر روی یک درخت قرار دارند. قسمت مورد استفاده این درخت پوست و چوب و برگ و میوه آن است.