اسم مرکب

شاه نشین

(نِ) (اِمر.)
۱- تخت، جای نشستن شاه.
۲- قسمتی از اتاق که سطح آن بالاتر از قسمت‌های دیگر بود، مخصوص نشستن بزرگان.

    شاهباز

    (اِمر.) = شهباز: گونه‌ای باز بزرگِ شکاری به رنگ‌های زرد و سفید.

      شاهپر

      (پَ) (اِمر.) = شهپر: بزرگترین پر در بال طیور؛ شاهبال، شهپر.

        شاهدانه

        (نِ) [ په. ] (اِمر.) = شهدانه. شاهدانج: گیاهی است از تیره گزنه‌ها، دو پایه، علفی، یکساله و دارای گونه‌های مختلف است. از دانه شاهدانه روغنی با بوی قوی و نامطبوع حاصل می‌گردد که به مصرف تهیه صابون‌های نرم و سوخت می‌رسد. از سر شاخه‌های گلدار آن بنگ و جرس گرفته می‌شود و کلمه حشیش نیز به سر شاخه‌های گل دار و همچنین فرآورده‌های آن اطلاق می‌شود.

          شاهرگ

          (رَ) (اِمر.) شریانی است ضخیم که خون را از قلب به سر می‌رساند، رگ گردن. حبل الورید.

            Scroll to Top