سردسیر
(سَ) (اِمر.) ییلاق، جای سرد.
(~. دَ) (اِمر.)
۱- قهوه خانه.
۲- محلی که در آن درویشان گرد هم میآیند، خانقاه.
۳- جایی در زورخانه که مرشد متناسب با حرکات ورزشکاران ضرب میزند و میخواند.
(~.) (اِمر.)
۱- آن چه که بر سر چیزی میپیچند.
۲- دستار، عمامه.
۳- زینتی از زر و سیم و جواهر که در جلو عمامه و دستار قرار دهند.
۴- یکی از اجزای چراغ نفتی که فتیله در آن جا میگیرد و آن را به بدنه چراغ نصب کنند و لوله روی آن قرار گیرد.
۵- وسیله گود شیارداری از جنس عایق که لامپ درون آن میپیچد و به سیم برق وصل میشود.