اسم مصدر

نقم

(نَ قَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) عیب کردن، ناپسند داشتن.
۲- کینه کشیدن از کسی.
۳- (اِمص.) ناپسندی.
۴- کینه کشی.

    نقیبت

    (نَ بَ) [ ع. نقیبه ]
    ۱- (اِ.) نفس.
    ۲- عقل، خرد.
    ۳- طبیعت، سرشت.
    ۴- (اِمص.) نفاذرای.

      نقاض

      (نِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) گفتن سخنی مخا لف با گفتار پیشین.
      ۲- (اِمص.) خلاف – گویی.

        نفور

        (نُ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) رمیدن، دور شدن.
        ۲- حرکت کردن حاجیان از منی به سوی مکه. ؛ روز (یوم) ~ روز ۱۲ ذیحجه که حاجیان از منی به سوی مکه حرکت کنند.
        ۳- (اِمص.) رمیدگی.

          پیمایش به بالا