پرسش
(پُ س ِ) [ په. ] (اِمص.)۱ – پرسیدن.
۲- پژوهش، تحقیق.
۳- احوال پرسی.
۴- بازخواست، مؤاخذه.
(پَ رَ تِ) (اِمص.)
۱- ستایش، نیایش.
۲- پرستاری، خدمت.
۳- بیمارداری.
۴- عمل یا رفتاری که نشانه بندگی، سرسپردگی یا ایمان است ؛ عبادت.
(پَ زِ) (اِمص.)
۱- به کاری دست زدن، آهنگ کاری کردن.
۲- انجام دادن مجموعهای از عملیات مختلف روی اطلاعات و دادهها در کامپیوتر.
(پَ رِ) (اِمص.)
۱- فرمانبرداری.
۲- قبول.
۳- به رسمیت شناخته شدن نماینده یک دولت نزد دولتی دیگر.
[ انگ. ]
۱- (اِ.) دستگاه یا وسیلهای که کاغذها را با آن سوراخ و باطل کنند، منگنه (فره).
۲- (اِمص.) ایجاد کردن سوراخهایی که اطلاعاتی را نمایش میدهند بر روی کارت یا نوار کاغذی برای وارد کردن آن اطلاعات به کامپیوتر.
۱ – (اِمص.) پاشیدن، برافشاندن.
۲- امر از «پاشیدن».
۳- در کلمات مرکب، مانند: نمک پاش، آب پاش، مخفف پاشندهاست.
۴- پریشان، افشان.