اسم مصدر

انسراح

(اِ س ِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) واکرده شدن موی و فروهشته گردیدن.
۲- به پشت خوابیدن و پ اها را از هم گشاده کردن.
۳- برهنه شدن.
۴- (اِمص.) روانی، آسانی.

    اندیویدوالیسم

    (~.) [ فر. ] (اِمص.) اصالت فرد، فردگرایی ؛ نظریه‌ای که کامروایی فردی را غایت عمل اجتماعی و زندگی می‌شمارد.

      انزجار

      (اِ ز ِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) دوری کردن، رمیدن.
      ۲- بیزار بودن،
      ۳- (اِمص.) رمیدگی، نفرت.

        انزواء

        (اِ زِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) گوشه گرفتن، کناره رفتن.
        ۲- (اِمص.) گوشه گیری، گوشه – نشینی.

          اندراس

          (اِ دِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) کهنه شدن، پاره پاره شدن.
          ۲- (اِمص.) کهنگی، پاره پاره شدگی.

            انحلال

            (اِ حِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) حل شدن، گشوده شدن.
            ۲- از هم پاشیدن.
            ۳- (اِمص.) ضعف، سستی.
            ۴- تعطیل.

              انحناء

              (اِ حِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) خم شدن، کج گردیدن.
              ۲- (اِمص.) خمیدگی، کجی.
              ۳- خمیدگی خط.

                Scroll to Top