اسم مصدر

انتزاع

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جدا کردن، کندن.
۲- گرفتن.
۳- (اِمص.) درآوردن جزیی از یک کل. ج. انتزاعات.

    انتساب

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) نسبت داشتن.
    ۲- نسبت دادن.۳ – (اِمص.)پیوستگی، خویشی.

      انتشار

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) پراکنده شدن، شیوع یافتن.
      ۲- (اِمص.) پراکندگی.
      ۳- شیوع.

        انبساط

        (اِ بِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) باز شدن، گسترده شدن.
        ۲- شاد و خوشرو شدن.
        ۳- (اِمص.) شادمانی.

          انبارش

          (اَ رِ) (اِمص.)
          ۱- انبار کردن.
          ۲- چیزی که درون چیز دیگر را با آن پر کنند؛ حشو.

            انابت

            (اِ بَ) [ ع. انابه ]
            ۱- (مص ل.) برگشتن از گناه، توبه کردن.
            ۲- (اِمص.) توبه، پشیمانی.

              امن

              ( اَ ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) بی ترس بودن.
              ۲- (اِمص.) اطمینان، آسایش.

                املاء

                ( اِ ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) پر کردن.
                ۲- مطلبی را بیان کردن تا دیگری بنویسد.
                ۳- (اِمص.) درست نویسی، رسم الخط.
                ۴- دیکته.

                  املاق

                  (اِ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) بی چیز شدن، درویش گردیدن.
                  ۲- (اِمص.) تهیدستی، درویشی.

                    پیمایش به بالا