اسم مصدر

اقدام

( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دست به کاری زدن.
۲- دلیری کردن.
۳- (اِمص.) دلیری.

    اقتداء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) پیروی کردن.
    ۲- نماز گزاردن پشت سر امام جماعت.
    ۳- (اِمص.) پیروی.

      اقتدار

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) توانمند شدن.
      ۲- (اِمص.) توانایی، قدرت. ج. اقتدارات.

        اقتراح

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) خواستن، آرزو کردن.
        ۲- بی اندیشه سخن گفتن و به قریحه خود امری تازه آوردن.
        ۳- برگزیدن چیزی.
        ۴- درباره مسئله‌ای از دیگران نظر خواستن.
        ۵- (اِمص.) پرسش. ج. اقتراحات.

          اقتران

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) قرین شدن.
          ۲- نزدیک شدن ستاره‌ای به ستاره دیگر.
          ۳- (اِمص.) نزدیکی، پیوستگی.

            اقتصاد

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) میانه روی در هر کاری.
            ۲- رعایت اعتدال در دخل و خرج.
            ۳- (اِمص.) میانه روی در هزینه‌ها، میان کاری.
            ۴- مجازاً صرفه جویی. ؛علم ~یکی از رشته‌های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یکدیگر و اصول و قوانینی که بر امور مذکور حکومت می‌کند و وسایلی که باید در عمل با توجه به مقتضیات زمان و مکان اتخاذ شود تا موجبات سعادت و ترقی جامعه و رفاه و آسایش افراد آن تامین گردد، بحث می‌کند.

              اقتصار

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) کوتاه کردن.
              ۲- بسنده کردن.
              ۳- (اِمص.) کوتاهی.

                اقتضاء

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) وام خود را بازخواستن.
                ۲- (مص ل.) درخور بودن.
                ۳- (اِمص.) خواهش، درخواست.
                ۴- لزوم.

                  اقاله

                  (اِ لِ) [ ع. اقاله ]
                  ۱- (مص م.) بر هم زدن، فسخ کردن معامله با رضایت.
                  ۲- بخشیدن.
                  ۳- (اِمص.) گذشت.

                    پیمایش به بالا