اسم مصدر

اعانه

(اِ نِ) [ ع. اعانه ]
۱- (مص م.) کمک کردن.
۲- (اِمص.) یاری، کمک. ج. اعانات.

    اعتذار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پوزش خواستن.
    ۲- گِلِه کردن.
    ۳- (اِمص.) پوزش.

      اعتراض

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- نکته گیری نمودن.۲ – تعرض کردن.۳ – (اِمص.) واخواست.

        اعتزاز

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) عزیز دانستن.
        ۲- (مص ل.) عزیز شدن.
        ۳- (اِمص.) عزت، ارجمندی.

          اعاده

          (اِ دِ) [ ع. اعاده ]
          ۱- (مص م.) بازگفتن، از سر گرفتن.
          ۲- بازگردانیدن.
          ۳- (اِمص.) برگشت.

            اطلاق

            ( اِ ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) رها کردن، آزاد کردن.
            ۲- به کار بردن واژه‌هایی در معنای مخصوص.
            ۳- (اِمص.) رهایی، آزادی.

              اطناب

              ( اِ ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) بسیار گفتن.
              ۲- (اِمص.) پرگویی.
              ۳- تطویل کلام و مبالغه در آن به حدی که از اقتضای تفهیم مقصود تجاوز کند. مق ایجاز.

                Scroll to Top