اسم مصدر

احیاء

( اِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) زنده کردن.
۲- آباد کردن زمین.۳ – (مص ل.) شب را به عبادت گذرانیدن.
۴- شب زنده داری کردن.
۵- (اِمص.) زندگی.

    احکام

    ( اِ ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) محکم کردن، استوار کردن.
    ۲- (اِمص.) استواری.

      احسان

      ( اِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) نیکی کردن.
      ۲- بخشش کردن.
      ۳- (اِمص.) نیکوکاری، بخشش.

        احتیال

        ( اِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) حیله کردن.
        ۲- ذمُه دیگری را پذیرفتن.
        ۳- (اِمص.) حیله – گری، چاره ساختن.

          احتراز

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) پرهیز کردن، دوری نمودن.
          ۲- (اِمص.) خویشتن داری، پرهیز.

            احترام

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) حرمت گذاشتن، بزرگ داشتن.
            ۲- (اِمص.) حرمت، بزرگداشت.

              احتکار

              (اِ تِ) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) انبار کردن و نگاهداشتن کالا به قصد گران فروختن.
              ۲- (اِمص.) انبارداری.

                احتمال

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص م.) حمل کردن.
                ۲- (اِمص.) بردباری.
                ۳- گمان بردن، حدس زدن.

                  اجماع

                  ( اِ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) گرد آمدن، متفق شدن بر انجام کاری.
                  ۲- (مص م.) جمع کردن.
                  ۳- (اِمص.) در فقه اسلامی به معنی اتفاق کلمه فقها در مسئله‌ای یا امری.

                    پیمایش به بالا