اسم مصدر

مشق

(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- (مص م.) تمرین و ممارست برای بدست آوردن آمادگی و مهارت در کاری، فنی یا هنری.
۲- (اِمص.) تمرین. ؛ سر ~ الف – نمونه خط معلم خطاطی. ب – نمونه، الگو. ؛ ~ شب تکلیف درسی که شاگرد باید در خانه انجام دهد. ؛~نظام اجرای عملیات نظامی.

    مسخ

    (مَ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) وضع یا فرایند تبدیل موجودی به موجودی پست تر و زشت تر.
    ۲- (اِمص.) دگرگون سازی.

      مس

      (مَ سّ) [ ع. ]
      ۱- (اِمص.) دست مالی، سایش.
      ۲- دیوانگی.

        مزج

        (مَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) آمیختن، درهم آمیختن، مخلوط کردن.
        ۲- (اِمص.) آمیزش، اختلاط.

          مزاحه

          (مَ حَ یا حِ) [ ع. مزاحه ]
          ۱- (مص ل.) شوخی کردن.
          ۲- (اِمص.) شوخی، خوش طبعی.

            Scroll to Top