قبول
(قُ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- خوبی.
۲- زیبایی، جمال.
(قَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) گرفتن، به دست گرفتن.
۲- مردن.
۳- رسید، نوشتهای که به موجب آن نویسنده تحویل پول یا چیزی را اعلام میدارد (فارسی).
۳- گرفتگی خاطر سالک و عارف.
۴- تصرف کردن، تملک کردن.
۵- (اِمص.) تعدی، زبردستی.
۶- گرفتگی، اندوه.
(فُ یَ) [ ع. ] (اِمص.) وضع یا حالتی که نیازمند اقدام سریع و فوری باشد. ؛ ~پزشکی رویدادی ناگهانی و نامنتظر که نیاز به اقدام فوری داشته باشد.
(فَ وَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جوشیدن یا جهیدن آب از چشمه یا لوله.
۲- جهیدن رگ.
۳- (اِمص.) جوشش.
۴- جهش.
(فَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)مردن، درگذشتن.
۲- گذشتن زمان انجام کاری.
۳- (اِمص.) مرگ، نیستی.
۴- از دست رفتن فرصت.