ضغطه
(ظُ طَ یا طِ) [ ع. ضغطه ] (اِمص.)
۱- فشار.
۲- سختی، تنگی.
۳- رنج، زحمت، مشقت.
۴- کراهت، اکراه.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) زدن، کوبیدن.
۲- (اِمص.) یکی از چهار عمل اصلی حساب.
۳- سکه زدن.
۴- طنبک یا دنبک.
۵- مَثَل آوردن، داستان زدن.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) حفظ کردن، نگاه داشتن.
۲- گرفتن، در تصرف آوردن.
۳- (اِمص.) نگاه داری، حفظ.