ضمانت
(ضَ نَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفتهای را متعهد شدن.
(ضَ نَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)متعهد شدن. کفالت کسی را کردن.
۲- (اِمص.) درستی یا صحت چیزی را یا کسی را یا گفتهای را متعهد شدن.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) زدن، کوبیدن.
۲- (اِمص.) یکی از چهار عمل اصلی حساب.
۳- سکه زدن.
۴- طنبک یا دنبک.
۵- مَثَل آوردن، داستان زدن.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) حفظ کردن، نگاه داشتن.
۲- گرفتن، در تصرف آوردن.
۳- (اِمص.) نگاه داری، حفظ.