اسم مصدر

وثوب

(وُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جستن، جهیدن، ب رجستن.
۲- (اِمص.) جست.

    وثاقت

    (وَ قَ) [ ع. وثاقه ] (اِمص.)
    ۱- استحکام، استواری.
    ۲- موثقی، معتمدی.

      واگوی

      (اِمص.)
      ۱- بازگفت سخن نشنیده.
      ۲- بازتاب صوت در داخل گنبد، حمام یا در کوه.
      ۳- تکرار بیت یا مصراعی که توسط دسته‌ای خوانده می‌شود، توسط دسته دیگر.

        واقع گرایی

        (~. گَ) [ ع – فا. ] (اِمص.)
        ۱- گرایش و توجه به واقعیت‌ها و پرهیز از خیال بافی.
        ۲- وفاداری به طبیعت یا زندگی واقعی و بیان دقیق آن بدون خیال پردازی. نک رئالیسم.

          وازکتومی

          (زَ تُ) [ انگ. ] (اِمص.) بستن لوله‌های انتقال دهنده اسپرم در مرد جهت پیش گیری از بارورسازی.

            Scroll to Top